المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٣ - انتقاد شارح به توجيه مصنف در شرح كافيه
است كه پس از حرفى واقع شود كه آنرا بدون فاصله برمعمول فعل متصرّفى كه قبلا آمده عطف كند مانند:
ضربت زيدا و عمروا اكرمته (زيد را زدم و عمرو را اكرام كردم).
شاهد در « عمروا » است كه بواسطه « واو » به « زيد » يعنى معمول ضربت عطف شده فلذا نصب آن بررفعش راجح است.
وجه رجحان نصب در فرض مذكور
شارح گويد:
مصنّف در شرح كافيه گفته است:
علّت رجحان نصب در صورت مذكور آنستكه اگر اسم را در اينفرض منصوب كنيم جمله فعليّه برجمله فعليّه ديگرى مثل خودش عطف ميشود بخلاف اينكه آنرا رفع دهيم زيرا در اينصورت عطف جمله اسميّه برفعليّه مىشود و پرواضح است تشاكل دو جمله متعاطف از تخالفشان بهتر و ارجح است.
پايان كلام مصنّف در شرح كافيه
انتقاد شارح به توجيه مصنّف در شرح كافيه
سپس شارح گويد:
اگر وجه رجحان نصب تقرير و بيانى باشد كه مصنّف در شرح كافيه آورده لازمهاش اينستكه عطف به معمول فعل يعنى زيد نبوده بلكه برنفس عامل باشد و بعبارت ديگر عطف از قبيل عطف جمله فعليّه برجمله فعليّه ديگر باشد و بدين ترتيب اين توجيه با تعبير مصنّف در اينجا كه گفته عطف برمعمول فعل اوّلى است سازش ندارد و به تعبير روشن ديگر علّت از معلول تخلف دارد و اگر